خواجه نظام الملك الطوسي

218

سير الملوك ( سياستنامه ) ( فارسى )

رسنى بتاب . » مقدار سه گز بتافت و بياورد . سلطان به اردم داد ، هرچند كوشيد و زور كرد نتوانست گسست . سلطان گفت « مثل دشمن همچنين است ، يگان و دوگان و پنجگان را آسان توان نيست كرد و ليكن چون بسيار شوند و پشت بيك - ديگر دهند ايشان را از جاى نتوان بركند و كار دهند ما را ، و اين جواب آن است كه گفتى « اگر اين مردك همه زهر است دولت را چه تواند كرد ؟ » چون از اينها يك يك ميان تركان درآيند و شغل و كدخدايى ايشان بدست گيرند و بر احوال تركان واقف گردند كمتر وقتى كه در عراق خروجى پديدار آيد و يا ديلمان قصد مملكت كنند اينها همه در سرّ و علانيت دست با ايشان يكى كنند و بهلاك تركان كوشند . تو تركى ، ترا لشكر خراسانى بايد و كدخدا و دبير و پيشكار همه خراسانى و همهء تركان را همچنين تا خللى در كار تركان ره نيابد . و چون تو با مخالف پادشاه و دشمن خويش موافقت كنى خيانتى باشد كه با تن خويش و با پادشاه كرده باشى و اگر ترا شايد كه با تن خويش هرچه خواهى كنى پادشاه را نشايد كه دست از حزم و احتياط بدارد و با خيانت‌كننده ابقا كند . مرا شما را مىبايد داشت ، نه شما مرا مىداريد [ 96 a ] كه خداى عزّ و جلّ مرا بر سر شما پادشاه كرده است نه شما را بر سر من . و اين قدر ندانى كه « 1 » هركه با مخالفان پادشاه دوستى برزد او هم از جملهء دشمنان پادشاه باشد و هركه با دزدان و مفسدان صحبت دارد او را هم از ايشان شمرند . » 5 - و در اين حال كه اين سخن بر لفظ سلطان مىرفت خواجه امام مشطّب و قاضى لوكر « 2 » 67 حاضر بودند . روى سوى ايشان كرد و گفت « چه گوييد اندر اين‌كه من مىگويم ؟ » گفتند « خداوند عالم آن مىگويد كه خداى و رسول گفته است در معنى رافضيان و مبتدعان و باطنيان و اهل ذمت . »

--> ( 1 ) - كه N - : PC ( 2 ) - لوكر NK : ابو بكر PC